مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

155

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

شكاف ايجاد شده در درون حكومت امويان پيوسته روبه گسترش بود و ناتوانى آن روبه فزونى نهاد تا آن كه سپاهيان ابومسلم خراسانى ، در سال 132 ه به طور كامل آن را نابود ساختند . از همه آنچه گفته شد ، اين حقيقت براى ما نمايان مىشود كه واقعهء عاشورا آغاز فروپاشى حكومت اموى بود ، بلكه مىتوان گفت : آن چيزى كه به حكومت امويان پايان بخشيد عاشورا بود . زيرا در جداسازى ميان امويت و اسلام به طور كامل موفق گشت . اما قيام‌هايى مثل قيام عبدالله بن زبير ، قيام مطرف بن مغيره و قيام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث گرچه به طور مستقيم از قيام حسينى متأثر نبودند ، ولى به طور غير مستقيم از آن تأثير پذيرفته بودند . اينان جرأت قيام عليه حكومت اموى را از نهضت امام عليه السلام گرفتند و زمينه قيام آنها هنگامى فراهم شد كه عاشورا در جداسازى امويت از اسلام توفيق يافت و چارچوب دينى موهوم امويان را درهم شكست ؛ امرى كه موجب شد چنين قيام‌هايى از پشتيبانى همگانى امّت اسلامى برخوردار شوند . مقطع پس از عاشورا تا دوران ظهور اين مقطع ، يكى از افق‌هاى روشن پيروزى حسينى يعنى وابسته بودن موجوديت اسلام به حسين عليه السلام را در برابر ديدگان ما پديدار ساخت . در آنچه گذشت - زير عنوان « شهيد پيروز ، از ويژگىهاى حسينى « - گفتيم كه عاشورا وحدت وجودى جدايىناپذير ميان اسلام ناب محمدى و حسين بن على عليه السلام را روشن ساخت . در نتيجه پس از عاشورا دعوت به اين اسلام عين دعوت به حسين عليه السلام گرديد و بالعكس . از سوى ديگر پس از عاشورا رويارويى و دشمنى با حسين عليه السلام عين رويارويى و دشمنى با اين اسلام گرديد و بالعكس بقاى اين اسلام - پس از كربلا - به بقاى عاشوراى حسين منوط گرديد . بنابر اين هستى اسلام محمدى و بقاى آن حسينى است . دليلش اين است كه نهضت امام حسين عليه السلام در اهداف ، شعارها ، نامه‌ها ، گفته‌ها و اخلاقياتش عين نهضت اسلام ناب محمدى است كه براى رهايى از رسوب‌هاى جاهلى